خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دانی که چیست بار ترازوی این دو دماین پله اش حدیث حدوث است آن قدم
۲
آباد باد ملک عدم زان که در وجودآمد جهان و هر چه در او هست از عدم
۳
با آن که پی به پی ز پی عمر می رومتند است آنچنان که به گردش نمی رسم
۴
پرواز دل همیشه به گرد حریم اوستهرگز به بام کس ننشسته کبوترم
صفحهٔ ۱ از ۸