خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۱۱ - نمودن شاپور صورت خسرو به شیرین بار دوم
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دیو شب برآمد از تنش جانیکایک شد پری هر گوشه پنهان
۲
فسون خوان سحرگه از دم سردپریها را همه در شیشه ای کرد
۳
دگر ره رفته بد شاپور از پیشکه بنماید بدان مه صنعت خویش
۴
همان تمثال را دیگر بیاراستبه سروی کرد همچون قامتش راست
صفحهٔ ۱ از ۶