خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۴۰ - قصه فرهاد
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگار لاله رخ سرو سمنبرمه زهره جبین خورشید خاور
۲
به رخ ماه ختن یعنی بت چینبه لب تنگ شکر یعنی که شیرین
۳
در آن وادی که او را پرورش بودز نعمت بیشتر شیرش خورش بود
۴
اگر بودی هزاران نعمتش بیشبه شیرین میل بودی از همه بیش
صفحهٔ ۱ از ۱۴