خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۵۱ - رفتن خسرو به شکار و رفتن از شکار به سوی قصر شیرین
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر کز کوه سر زد خسرو شرقز تیغ کوه عالم شد پر از برق
۲
شه عالم ستان، یعنی که پرویزسوی صیدش سمند عزم شد تیز
۳
برون آمد به صحرا با سوارانبه دولت همرکابش تاجداران
۴
در آن روزش نبد جز بی غمی هیچنبود از بیشی آن مه را کمی هیچ
صفحهٔ ۱ از ۸