شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیمی جرونی

بخش ۶۰ - صفت مجلس خسرو و گفتن شاپور احوال شیرین در پرده

شیرین و فرهاد

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بر زد نور خورشید از فلک سرسحر رو تازه کرد از چشمه خور
۲
دهان بر بست مرغ شب ز افغانزبان بگشاد از آن مرغ سحر خوان
۳
جوانی چرخ پیر از سر دگر بازگرفت و کرد عیش و عشرت آغاز
۴
ندیده کس جز از زلف بتان تابشده یکباره چشم فتنه در خواب
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth