شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من داردکه در یک نقطه‌ی وهمی جهانی در وطن دارد
۲
گهرها در شکم دارد لب یاقوت فام اووز او سربسته هر نکته شکرها در شکن دارد
۳
چنان خندد که پنداری صبا بر لؤلؤ شبنمدهان لاله‌ی رعنا فرا روی چمن دارد
۴
نهان چون چشمه خضرست هر کز وی کنف جویدسر حسرت گرفته چون سکندر در کفن دارد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth