شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۴۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیز ای ناقه دوران روش گردون تنکه چو بدرت کف پا هست هلالت گردن
۲
ای چو دوران روشت لیک نه بیرحم چو اوهر کرا دید غریبست رسانده بوطن
۳
تویی آن بادیه پیمای بیابان پروردکه ز تو هست بیابان همه دم رشک چمن
۴
هر کجا بوده دمی جای تو دندان و کفتخارها را همه رفته شگفاینده سمن
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth