شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۴۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا تا کی چنین در قید آن زلف دو تا باشماسیر دام محنت بسته بر دام بلا باشم
۲
گهی بر یاد آن لبها سرشک لاله گون ریزمگه از بار غم آن ابروان خم دو تا باشم
۳
مران از کوی خویشم ای پری هر دم برسواییچو من دیوانه ام بگذار در دارالشفا باشم
۴
ندارم تاب دوری اینقدر از بخت می خواهمنباشم بی تو یکدم با تو باشم هر کجا باشم
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth