خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ماغم را ملازم همه دم بوده ایم ما
۲
غم را ز من نبوده جدایی مرا ز غمهر جا که بوده ایم بهم بوده ایم ما
۳
پیش از وجود با غم لعل تو عمرهاهمراز تنگنای عدم بوده ایم ما
۴
تا بر کمان ابروی تو بسته ایم دلدایم نشان تیر ستم بوده ایم ما
صفحهٔ ۱ از ۲