خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشان تیر آهم گشتهای ای آسمان شبهاترا بر سینه پیکانهاست هرسو نیست کوکبها
۲
دل بیخود درون سینه دارد فکر زلفینتبسان مردهای کش مونس قبرند عقربها
۳
خطست آن یا برآمد دود دل از بس که محبوبانزدند آتش به دلها در زنخدانها و غبغبها
۴
جفا را از معلم یاد میگیرند محبوبانز مکتبهاست فریادم که ویران باد مکتبها
صفحهٔ ۱ از ۲