خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دور از تو جان سپردن، دشوار بود ما راگر بیتو زنده ماندیم، معذور دار ما را
۲
من بیگناهم، اول جرمی بگو و آنگهخونم بریز؛ کآخر عذری بود جفا را
۳
یک آشنا ندیدم، کز راه آشناییبا آشنا بگوید، احوال آشنا را
۴
چون محرمان درگاه، مستند و لا ابالیبا پادشه که گوید ظلمی که شد گدا را
صفحهٔ ۱ از ۲