خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی به درت نالیم، هرشب من و دربانها؟آنها ز فغان من، من از ستم آنها؟!
۲
دامان توام شاید، کز سعی به دست آید؛لیک آه که میباید زد دست به دامانها
۳
یکبار برون آور، زان چاک گریبان سرچون رفته فرو بنگر سرها به گریبانها
۴
ای جسم تو جان پاک، در راه تو جانها خاک؛هر سو گذری چالاک، بر باد رود جانها
صفحهٔ ۱ از ۲