خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا بکشتی و، بازم دل از تو خرسند است؛مگر تحمل یاران ز یار تا چند است؟!
۲
بروز مرگ، شنیدم که پیر کنعان گفتکه دوست دشمن جان است اگر چه فرزند است
۳
نیم ز لطف تو نومید، اگر خطائی رفت؛گنه ز بنده و، بخشایش از خداوند است!
۴
ز آسمان نکنم شکوه، گر ز کین کشدم؛چرا که دشمنی او به دوست مانند است!
صفحهٔ ۱ از ۲