خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچه از مکتوب من ظاهر نشد، نام من است؛و آنچه قاصد را بخاطر نیست، پیغام من است
۲
غیر، بر من میبرد حسرت، که هم بزم توام؛کاش نوشد قطره یی زین می که در جام من است
۳
میتوانم از تغافل بر سر رحم آرمتدشمن من این دل بی صبر و آرام من است
۴
در خیال جستن از دام من آن وحشی غزالمن باین خوش کرده ام خاطر که در دام من است!
صفحهٔ ۱ از ۲