شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فتاده از پی دل کودکان و غوغائی استتو هم بیا بتماشا که خوش تماشائی است
۲
مرا که مرغ دلم، مانده در شکنجه دام؛ازین چه سود که بیرون شهر صحرائی است؟!
۳
گرانی از سر کوی تو زود خواهم بردبیا که فرصت حرف، امشبی و فردایی است!
۴
نه پند واعظت از ره برد، نه نغمه ی چنگ؛میان مسجد و میخانه، بیخطر جایی است!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth