شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت بوتیمار

حکایت بوتیمار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پس درآمد زود بوتیمار پیشگفت: ای مرغان من و تیمار خویش!
۲
بر لب دریاست خوش‌تر جای مننشنود هرگز کسی آوای من
۳
از کم‌آزاری من هرگز دمیکس نیازارد ز من در عالمی
۴
بر لب دریا نشینم دردمنددائماً اندوهگین و مستمند
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth