خلوتی با عطار
حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفت
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک شبی روح الامین در سدره بودبانگ لبیکی ز حضرت میشنود
۲
بندهای گفت این زمان میخواندشمیندانم تا کسی میداندش
۳
این قدر دانم که عالی بنده ایستنفس او مرده است او دل زنده ایست
۴
خواست تا بشناسد او را آن زمانزو نگشت آگاه در هفت آسمان
صفحهٔ ۱ از ۵