شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تهی کردیم از نامحرمان هم دیده و دل رافرود آرد کجا تا ساربان از ناقه محمل را
۲
بیا امشب ز ذکر روی او شمعی بزم آریمز دل وز یاد زلفش مجمری سازیم محفل را
۳
به سد رنج از خطرها چون گذشتم ای دریغ اکنونبه اول گام این وادی نشان دادند منزل را
۴
نجوید شمع نابینا و گر بینا بود جویافروغ وی بود روشن دلیلی شمع محفل را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth