شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دادم بغمت شادی این هر دو جهان راگر عشق نباشد که کشد بار گران را
۲
در روی تو بگشود نظر آنکه فروبستاز کار جهان دست و دل و چشم و زبان را
۳
از دیده همی اشک فشانم که توان دیددر آب روان سایه ی آن سرو روان را
۴
ای بادِ بهاری زقدومش خبری گویتا خاک فشانم بسر اندوه جهان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth