شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۴۵ - سیدجان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تابمصحف روی توام تفسیر دارد صد کتاب
۲
یوسف از شرم جمالت محو زندان گشته استای جمال عالم‌آرای تو روشن ز آفتاب!
۳
در تمنای وصالت دین و دل بر باد شدعاقبت دستم به دامان تو در یوم‌الحساب!
۴
جام می با غیر می‌نوشی تو ای رعنا چرا؟!ز آتش حسرت دل و جان مرا سازی کباب!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth