شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۴۶ - شمس‌الدین‌جان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوخ بی‌باکی که کرده خانه مردم خرابتیغ ابرویش برای قتل من دارد شتاب
۲
مانی از بهر هوای صورت زیبای اوچون فلک سرگشته افتادست تا یوم‌الحساب
۳
سوخت مغز استخوان در سینه‌ام از عشق اوکشور دل را بود از دست حسن او عذاب
۴
آنقدر کلک قضا نازید هنگام رقمکز میان خوبرویان تا تو را کرد انتخاب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth