شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

گفتهٔ واسطی که گذارش بر گور جهودان افتاد

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
واسطی می‌رفت سرگردان شدهوز تحیر بی سرو سامان شده
۲
چشم برگور جهودانش اوفتادپس نظر زانجا بپیشانش اوفتاد
۳
این جهودان، گفت معذورند نیکاین بنتوان با کسی گفتن ولیک
۴
این سخن از وی کس قاضی شنیدخشمگین او را بر قاضی کشید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth