خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲ - مسدس ترجیع بند
مسدسات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رخت آیینه تا لذت دیدار گرفتوز نگاه دگران جانب خود عار گرفت
۲
خاک ره از قدمت رتبه گلزار گرفتاز تو گلهای چمن زینت دستار گرفت
۳
من چه گفتم که دل نازکت آزار گرفتخاطرت از من بیچاره به یکبار گرفت؟!
۴
تا نشستم به رهت بهر تمنای وصالدیده وقف تو نمودم شب و روز و مه و سال
صفحهٔ ۱ از ۵