شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۲ - تتبع مخدومی جامی

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تغار می چنان نوشم شراب ناب راکبر نتواند ز دریا آنچنان برد آب را
۲
در جفا دارد قرار آن چشم و در بیداد خوابزانکه بردند از دل و چشمم قرار و خواب را
۳
تا قیامت شام تنهایی بود در دیده خوابیک صبوحی مغتنم دان صحبت احباب را
۴
گر وفا ز اهل زمان یابی شراب لعل نوشزانکه هرگز کس ندید این گوهر نایاب را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth