شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت سجده نکردن ابلیس بر آدم

بیان وادی طلب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت چون حق می‌دمید این جان پاکدر تن آدم که آبی بود و خاک
۲
خواست تا خیل ملایک سر به سرنه خبر یابند از جان نه اثر
۳
گفت ای روحانیان آسمانپیش آدم سجده آرید این زمان
۴
سرنهادند آن همه بر روی خاکلاجرم یک تن ندید آن سر پاک
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth