خلوتی با عطار
گفتگوی شیخ ابوسعید مهنه با پیری روشنضمیر دربارهٔ صبر
بیان وادی طلب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیخ مهنه بود در قبضی عظیمشد به صحرا دیده پر خون، دل دو نیم
۲
دید پیری روستایی را ز دورگاو میبست و ازو میریخت نور
۳
شیخ سوی او شد و کردش سلامشرح دادش حال قبض خود تمام
۴
پیر چون بشنید گفت ای بوسعیداز فرود فرش تا عرش مجید
صفحهٔ ۱ از ۵