شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او

بیان وادی طلب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌خودی می‌گفت در پیش خدایکای خدا آخر دری بر من گشای
۲
رابعه آنجا مگر بنشسته بودگفت ای غافل کی این در بسته بود
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth