خلوتی با عطار
راز و نیاز لقمان سرخسی با پروردگار
بیان وادی توحید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت لقمان سرخسی کای الهپیرم و سرگشته و گم کرده راه
۲
بندهای کو پیر شد شادش کنندپس خطش بدهند و آزادش کنند
۳
من کنون در بندگیت ای پادشاههمچو برفی کردهام موی سیاه
۴
بندهٔ بس غم کشم، شادیم بخشپیرگشتم ، خط آزادیم بخش
صفحهٔ ۱ از ۳