شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بیان وادی حیرت

بیان وادی حیرت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بعد ازین وادی حیرت آیدتکار دایم درد و حسرت آیدت
۲
هر نفس اینجا چو تیغی باشدتهر دمی اینجا دریغی باشدت
۳
آه باشد، درد باشد، سوز همروز و شب باشد، نه شب نه روز هم
۴
ازبن هر موی این کس نه به تیغمی‌چکد خون می‌نگارد ای دریغ
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth