شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بی‌خبری

بیان وادی حیرت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
«خسروی کافاق در فرمانش بوددختری چون ماه در ایوانش بود
۲
از نکویی بود آن رشک پرییوسف و چاه و زنخدان بر سری
۳
طرهٔ او صد دل مجروح داشتهر سرمویش رگی با روح داشت
۴
ماه رویش مثل فردوس آمدهوانگه از ابروش در قوس آمده
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth