خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۱۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر چه چاره کنم عشق باز لشکر کردبه تیغ قهر دل خسته را مسخر کرد
۲
قرار یافته کار مرا به هم بر زدسکون گرفته دلم را دگر به هم برکرد
۳
دگر بواسطه زلف عنبر افشانشنسیم عشق دماغ مرا معطر کرد
۴
به باد داد مرا آتش هوای کسیکه خاک پایش طعنه بر آب کوثر کرد
صفحهٔ ۱ از ۱۳