خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم دل کس به امید چه گوید دلستانش راچرا بلبل خروشد نشنود چون گل فغانش را
۲
مکن ای گل جفا با بلبل خود این قدر ترسمرود از باغ و نتوانی تهی دید آشیانش را
۳
ندارم گر برش از بوالهوس فرقی عجب نبودکه نشناسد ز گلچین هیچ گلبن باغبانش را
۴
به کویت گر چنین آشفته میگردم مکن منعمدلی گم کردهام اینجا و میجویم نشانش را
صفحهٔ ۱ از ۲