شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز مه رویان مهی جستم به خوبی آفتاب امااز این دفتر به دستم فردی افتاد انتخاب اما
۲
چسان ایمن توان شد از فریب نرگس مستشکه خون عاشقان نو شد به تقریب شراب اما
۳
نشان هرگز نیابد تشنه از آبی در این وادیگهی از دور بیند موجی از بحر سراب اما
۴
به هر کس قسمتی زین کارگه دادند چون مخملمقرر شد نصیب بخت ما را نیز خواب اما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth