شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خضاب از خون عاشق کن نگاری کرده‌ام پیدانگار سر و قد گلعذاری کرده‌ام پیدا
۲
بتی من جسته‌ام کز چهره‌اش پیداست نور حقعجب آیینه و آیینه‌داری کرده‌ام پیدا
۳
به یک ابرش جهاندن شعله در هر خرمن اندازدز برق آتش عنان تر شهواری کرده‌ام پیدا
۴
خدنگ غمزه سرکش کرده‌ای صیادوش شوخیبت صیدافکن عاشق شکاری کرده‌ام پیدا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth