شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست کس به عهد ما یار یار خویش رادوست خصم جان بود دوستدار خویش را
۲
آن سیاه کوکبم کز غم تو کرده‌امتیره همچو روز خود روزگار خویش را
۳
او به رخش ناز و من خاک رهگذر چساندست بر عنان زنم شهسوار خویش را
۴
مهر من طلوع کند در هوای خود ببیناضطراب ذره بی‌قرار خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth