خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گلشن است دور اگر آشیان ماگو باش اگر رسد بگلستان فغان ما
۲
دور از چمن چه غم بود ار آشیان مازانجا رسد به گوش گلی گر فغان ما
۳
بیحاصلی است حاصل سودای بار عشقاینست سود ما چه بود تا زیان ما
۴
گردد که رهروان ره عشق را دلیلنالد مگر گهی جرس کاروان ما
صفحهٔ ۱ از ۲