خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۱۰ - پوشیدن آن سرور ناس پیراهن کهنه در زیر لباس و به میدان رفتن
خیابان سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهنشه چو با دختر این زار گفتبه خواهر از آن پس چنین بازگفت
۲
که پیراهنی دیده بس روزگاربدانسان که کس را نیاید به کار
۳
بیاور به من تاکه در زیر رختبپوشانمش برتن ای نیکبخت
۴
که چون دشمن از من برد ساز و برگمگر او بماند مرا رخت مرگ
صفحهٔ ۱ از ۷