خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۱۱ - رفتن امام تشنه کام به جانب میدان و آمدن سکینه ی مظلو مه به وداع پدر
خیابان سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شد دور لختی ز پرده سرایستاد اسب پیغمبر رهنمای
۲
نمی رفت هرچ اش برانگیخت شاهکه بد دست حق بسته پایش زراه
۳
همی برخروشید و افشاند دمهمی بر زمین کوفت رویینه سم
۴
که شاها ز رفتار دارم معافکه خفته است بردست من کوه قاف
صفحهٔ ۱ از ۶