خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۱۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دولت سلطان ما فرمان یزدان آمده ستهر چه سلطان خواست زین دولت همه آن آمده ست
۲
هر زمان یزدانش عز نو دهد در مملکتتا سر تیغش معز دین یزدان آمده ست
۳
از سلاطین جهان هرگز نیامد در وجودهیچ سلطانی بدین دولت که سلطان آمده ست
۴
شاه شاهان پادشا سنجر که سهم خنجرشتاج و تخت و دین و دنیا را نگهبان آمده ست
صفحهٔ ۱ از ۹