خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلعت چشم من است راحتِ دیدار توراحت گوش من است لذت گفتار تو
۲
رشک همه عالمند گوش من و چشم مناز پی گفتار تو وز پی دیدار تو
۳
از گل رخسار تو خستهدلم روز و شبخستن خار آمده است در گل رخسار تو
۴
گرچه نه خاری نه گل، هم تو گلی هم تو خارای همه گلهای باغ چاکر یک خار تو
صفحهٔ ۱ از ۲