خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سپه عشق تو بر ما زدهصبر و دل ما همه یغما زده
۲
جان من از عشق تو لرزان شدههمچو تن مردم سرما زده
۳
بر من بیچاره نبخشی و منجز به رضای تو نفس نازده
۴
روی تو دیبا و مرا آرزوستبوسه بران روی چو دیبا زده
صفحهٔ ۱ از ۲