خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر خاک دوستان، پا نه و دیده برگشارو نفسی بخود فرو، یک نفس از خودی برآ
۲
لوح مزار دوستان، پیش نظر نه و، ببینصورت حال خود ازین، آینه بدن نما
۳
رشحه خون نگر که چون، بسته بغازگی کمر!خاک سیاه بین چه سان، رفته به جای سرمه ها!
۴
ریخته موی ابروان، گرد عذارها چو خطکرده ز دیده مردمک، خاک صفت به چهره جا
صفحهٔ ۱ از ۳