شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برده از بس فکر آن شوخ کمان ابرو مراموی ابرو گشته موی کاسه زانو مرا
۲
دورباش غیرتم بنگر، که در خاک درشجای ندهد هرگز این پهلو به آن پهلو مرا
۳
بسکه از سیلاب غم سنگ وجودم سوده استمیتواند شد فلاخن پیچش هر مو مرا
۴
این قدر فیضی که من از بیزبانی برده امترسم آخر شکر خاموشی کند پرگو مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth