شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۸ - از نشاط گسستن و به غم پیوستن و ستایش امام هر دو جهان حضرت علی نقی «ع»

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو گل مشو همه تن لب، برای خندیدنکه تندباد فنا میرسد بگل چیدن
۲
چو می‌کشند گلاب روانت از گل تندگر بس است بساط شکفتگی چیدن
۳
اجل به قصد تو تیغ دو دم کشیده ز صبحهمان چو شعله شمعی تو گرم رقصیدن
۴
کنون که صرصر پیری بنخل عمر وزیدبخود چو برگ خزان است جای لرزیدن
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth