خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۹ - در ناپایداری روزگار و بی اعتباری دنیا و منقبت سالاردین صاحب الامر، واپسین موج بحر زخار امامت حجت خدا قائم آل محمد«ع »
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست در اقلیم هستی ای دل محنت قرینآن قدر شادی که کس خندد بوضع آن و این
۲
چون رحم دان تنگنای دهر پر آشوب راروز و شب میبایدت خون خورد در وی چون جنین
۳
هان نباشد ذره یی مهر و وفا در زیر چرخهان ندارد قطره یی آب حیا روی زمین
۴
گریه ها در خنده ها، چون خرده ها در گل نهانسوزها در سورها، چون شمعها در انگبین
صفحهٔ ۱ از ۱۴