خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۱
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دید آن چنان شیبک بدگهربرون شد شراب غرورش ز سر
۲
سوی کینه خواهی چو راهی ندیدبجز پشت دادن پناهی ندید
۳
گریزان از آن ورطه ناچار شدخس موج آن بحر ز خار شد
۴
سپاهش هم از پی گریزان شدندزباد غرورش پریشان شدند
صفحهٔ ۱ از ۷