خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - این قصیدهٔ را عارف زرگر در مدح سنایی گفته
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نهاده پای همت بر سر اوج سماوی گرفته ملک حکمت گشته در وی مقتدا
۲
بر سریر حکمت اندر خطهٔ کون و فساداز تو عادلتر نبد هرگز سخن را پادشا
۳
مشرق و مغرب ز راه صلح بگرفتی بکلکناکشیده تیغ جنگی روز کین اندر وغا
۴
لاجرم ز انصاف تو، روی ز من شد پر دررهمچو از اوصاف تو، چشم زمانه پر ضیا
صفحهٔ ۱ از ۷