خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح قاضی یحیا صاعد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بنام و خوی خوش میراث دار مصطفابر تو عاشق هر دو گیتی و تو عاشق بر سخا
۲
ای چو آب اندر لطافت ای چو خاک اندر درنگوی چو آتش در بلندی و چو باد اندر صفا
۳
رشوت از حکمت چنان دورست کز گردون فسادبدعت از علمت چنان پاکست کز جنت وبا
۴
برفکندی رسم ظلم و اسم رشوت از جهانتا شدی بر مسند حکم شریعت پادشا
صفحهٔ ۱ از ۸