خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در نصیحت و ترک تملق از خلق گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی ز هر کسی ز پی سیم بیم ماوز بیم سیم گشته ندامت ندیم ما
۲
تا هست سیم با ما بیمست یار اوچون سیم رفت از پی او رفت بیم ما
۳
آیند هر دو باهم و هر دو بهم روندگویی برادرند بهم سیم و بیم ما
۴
ای آنکه مفلسیست بلای عظیم توسیمست ویحک اصل بلای عظیم ما
صفحهٔ ۱ از ۹