خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب چه بود آن تیرگی و آن راه دور و نیمشبوز جان من یکبارگی برده غم جانان طرب
۲
گردون چو روی عاشقان در لولو مکنون نهانگیتی چو روی دلبران پوشیده از عنبر سلب
۳
روی سما گوهر نگار آفاق را چهره چو قارآسوده طبع روزگار از شورش و جنگ حلب
۴
اجرام چرخ چنبری چون لعبتان بربریپیدا سهیل و مشتری خورشید روشن محتجب
صفحهٔ ۱ از ۵